دوقلوهای نازم حسین حسامدوقلوهای نازم حسین حسام، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

حســـــین حســـام دوقلــــوهای ناز

+++++واکــــــــسن 4ماهگــــــــی++++

1392/1/5 17:31
535 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نفساااااااااااااااااااای مامان                                                                                              عزیزای دلم امروز وقت واکسناتون بود صبح بابایی و مامان جون رو ساعت 9 بیدار کردم.الهی فداتون بشم قبل رفتن هم چین میخندیدینالهی مامان واستون بمیره که نمید.نستین چه بلایی سرتون میاد.رفتیم مرکز بهداشت شما ها هم تو ماشین خوابیده بودین کسی نبود اولین نفر رفتیم قربونتون برم که انقدر گریه کردیندل مامان کباب شد.دست مامان جونم درد نکنه بیچاره خودشم سرما خورده مریضه بد جور بازم با اون حال و احوال از شما نگه داری میکنه که تب نکنین.قربونتون برم از صبح خوابیدینخیلی دوستووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون دارم گل پسرای مامان

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

بابابزرگ كلشيد
23 آذر 91 19:12
اميدوارم خوب باشن و تب بالا نكنن
ولي تب را حتما دارن استامينوفن يادتون نره منهم نوه ام ارسطو جون را چند روز پيش واكسن زده بودن كه تب خيلي بالايي داشت وحالا خدا راشكر خوبه
دو قلوها را ميبوسم


ممنونم که به ما سر زدین حتما خدا رو شکر منم نوه شما رو میبوسم.
مامان گلی
24 آذر 91 23:40
سلام مامانی.الهی من دور گل پسرات بگردم.سری عکساشون چه ناز بود.ماشالاه چقدرم شبیه همن.
مامانی نی نی ها تو هفته چندم بدنیا اومدن.من چون توراهی دارم.کلی سوال دارم.ببخشید عزیزم


سلام عزیز دلم خدا نکنه.مرسی عزیزم.واسه من هفته 35دنیا اومدن ولی دکترم با سرم و امپول بچه ها رو نکه داشت یکی هم من از زلزله اذربایجان ترسیده بودم من خودم ارومیه ای هستم ولی تبریز میمونم عزیزم هر سوالی داشتی بپرس.
نرگس مامان طاها و تارا
25 آذر 91 11:29
مبارك باشه.واي بچه ها بعد از 4ماهگي خيلي تغييرات چشمگيري مي كنن و كمي از خستگي آدم يادش مي ره.


سلام عزیزم مرسی.واسه من خدا روشکر تا الان اذیت نداشتن ولی رفته رفته شلوغ میشن.در کل خیلی سخته.خدا رو شکر واسه شما بزرگ و قشنک شدن.خدا حفظشون کنه.
عطی
25 آذر 91 23:54
اخی الهی بمیرم ایشالازودی خوب شن


مرسی عزیزم.
مامان مهراد
26 آذر 91 16:20
سلام مامان مهربون.
خوشحال شدم از اینکه با وبلاگ شما و همچنین پسرهای خوشگلتون آشنا شدم.
گل پسراتون تقریبا با مهراد هم ماه هستند.
خوشحال میشیم به ما سر بزنید


سلام عزیز دلم ممنونم منم خوشحال شدم حتما سر میزنم.
مامان گلی
26 آذر 91 19:43
مامانی اگه میشه بهم رمز بده.راستی پستونک چیز خوبی هست برا نی نی ها.موندم بخرم یا نه؟

چشم عزیزم میام میگم.اره واقعا پستونک خیلی کمک میکنه.حتما بخر.
مامان مهراد
26 آذر 91 21:51
واکسن 4 ماهگی مبارک.
مهراد اگزما داره و سر و صورت و چشمهاشو می خارونه.
من خیلی سر واکسن 4 ماهگی اذیت شدم. خیلی مراقب باشید.
من هم خواهرام دوقلو هستند البته 18 سالشونه.
خدا بهتون ببخشه. راستی ارومیه هستید؟
خانواده پدر مهراد همگی ارومیه زندگی می کنند.



مرسی عزیز دلم واسه منم بچه ها اذیت شدن.مرسی عزیز دلم.بله من ارومیه ای هستم مامان اینا اونجا زندگی میکنن من خودم تبریز زندگی میکنم.